بازگشت صفحه اصلی

امینا عربخیلی یا مازندرانی - ملّا

ملّا امینا (ملّا امین مازندرانی)، اهل عرب‌خیل واقع در شمال مازندران و بابلسر فعلی و از علمای آن محل بوده. همینقدر معلوم است که در غائله مشهد در جمع اصحاب مجاهدت نمود. در واقعه‌ای که یکی از اصحاب جناب باب‌الباب، در مشهد بامر مجتهد دستگیر و مضروب و مهار شده، در شهر گرداندند، جناب قدّوس که در آن موقع در مشهد تشریف داشتند (جناب باب‌الباب در اردوی شاهزاده حمزه میرزا حشمت الدّوله تشریف داشتند) به اصحاب اجازه دادند که رفته و او را آزاد کنند و تا مورد حمله قرار نگیرند، دست به اسلحه نزنند. یک گروه از اصحاب، بالغ بر 72 نفر حرکت کردند و یکی از افرادی که برای آزاد کردن این فرد رفت، بنام ملّا امنیا مازندرانی بود و تصادفاً گلوله‌ای بپایش خورد و مجروح شد (1) و پس از بهبودی در لوای علمهای سیاه، در رکاب ملّاحسین به مازندران رفت و در انتها به قلعه شیخ طبرسی رسید و در جمیع محاربات شرکت کرد و روز عید قربان، حضرت قدّوس چهار پیشنماز معین فرمودند، ولی ملّا امینا و ملّا جلیل ارومیه ای از فرط علاقه قبلهِ خود را حضرت قدّوس قرار دادند و رو بایشان نماز خواندند. خلاصه، پس از خاتمه کار قلعه، ایشان نجات یافته بوطن مراجعت نمود و مدّتی بزیست و بیاد حقّ دلخوش و زنده بود. وی دو دختر جوان خود را یکی به ازدواج آمیرزا ابوطالب شهمیرزادی بقیةالسیف و یکی را به آقا سیّد محمّدرضا شهمیرزادی در آورد (2) و ملا امينا ازبقية السّيف در قریه عرب خیل سالها با سه گلوله غير قابل اخراج از بدنش که از قلعه بيادگار در پا داشت برقرار مانده و پسرانش حاجی علی و ملا رمضان و دو دخترش کبرب خانم و ملک نسا خانم شهرت داشتند و نوبتی اعدا از جانب عبدالحسين خان بندپئی حکمران بارفروش و آقا حبيب بن آقا رسول شهيد و آقا مشهدی احمد علی و آقا خليل را برده حکمران بضرب قدّاره پشت آقا حبيب را مجروح نمود و آنان را چهار ماه محبوس بداشت و عدّای از مظلومان بعلتّ هجوم اراذل مسلحّ بقصد قتل عمومی متواری گشتند (3) خود در سن کهولت صعود کرد و قبرش در عرب‌خیل معلوم و مشخص. از او اولاد و نواده های با ایمانی بنام امینی بیادگار باقی مانده. لوح مبارک از یراعه مبارک حضرت عبدالبهاء، باعزازش نازل: «هوالابهی – بهنمیر – جناب ملّا امین علیه بهاءالله الابهی ملاحظه نمایند هو الابهی ای نفس مبتلیه درسبیل الهی من چه گویم که زبانها در نعت و محامد جمال کبریا کال و لال است کلت الالسن و حرمت و ویلت العقول و عجزت و قصرت الافهام ...» (4)
منابع
ت ش ا: 1، 87-88
م ﮬ: 8، 74
ظ ح: 6، 999
ت ش ا: 2، 173
قبلی
بعدی