بازگشت صفحه اصلی

ایمان زنجانی پسر آقا مصطفی زنجانی – حاجی

از وقایع سال 1288 ه ق در زنجان بواسطه تحریک و تهییج روساء دین بر علیه بهائیان حکمران چند تن از ایشانرا که از انجمله حاجی ایمان و آقا رسول قناد و اقا فتحعلی بودند دستگیر کرده اسرا را مغلولا بطهران فرستاد تا بانبار انداختند و آنمظلومان چهارده ماه محبوس بودند تا بعلت پریشانی انتظام امور دولت و ملت مستخلص شده بوطن برگشتند (1) جناب ورقا داماد حاجی ایمان بود (2) جناب میرزا حسین زنجانی و حاجی ایمان و جناب حاجی محمد قلی که با حضرت ورقا حبس بودند شرح شهادت ان سید ابرار را نوشتند (3) در میان انهائی که در سال 1872 در زنجان زندانی شده بودند حاجی ایمان پسر یکی ازشهدای وقایع زنجان بنام اقا مصطفی بود . همسر حاجی ایمان ضیائیه دختر ام اشرف بود ولی این دختر در جوانی صعود کرد و ام اشرف از نوه هایش نگاهداری میکرد و جناب ورقا با یکی ازان دختران بنام لقائیه از دواج کردند(4) حاجی ايمان كه در حدود سال ۱۲۵۳ تولّد يافته نشو ونما گرفت ودر محاربات اصحاب حجّت خدمت به مؤمنين كرد ودر حدود سال ۱٢۷۲ با جمعی از بابيان زنجان دستگير دولتيان وحبس در طهران شد وبعداً به غيرت ايمانيّه در امر ابهی نيز متّصف گشت ودر سنين جوانی با آقا سيّد اشرف متّفقاً به ادرنه رفته به فيض محضر ابهی رسيد وخواهرش ضيائيه را ازدواج نمود وسفری نيز در سجن اعظم قشلهٴ عكا تشرّف حضور حاصل كرد وآرزو وگمان داشت كه حامل لوح سلطان شده چنان خدمت انجام دهد ولی برايش مقدّر نشد وبا الواح بديعهٴ مهيمنه عودت وطن كرد در زنجان فتنه برخاست واو را باتنی چند از اهل بها دستگير كرده به طهران كشيده درانبار حبس نمودند ومدّت يك سال ودو ماه محبوس ماند آنگاه مرخّص شده به وطن آمد وباز در سال ۱۳۰۰ اعداء شكايت وسعايت نمودند وگماشتگان حكومتی به خانه اش ريخته الواح وآثار بديعه ضبط كرده وی را دستگير نموده به طهران كشيده محبوس داشتند وچندی در حبس بوده آنگاه مرخّص شده به وطن عودت نموده وباز اندكی پس از غروب شمس جمال ابهی به عكا رفته ايّامی به محضر حضرت غصن اعظم عبدالبها تشرّف حضور يافته وچون به وطن برگشت دخترش لقائيه را به ازدواج ميرزا علی محمد ورقا در آورد 1311 و بالاخره در سال ۱3۱۳ باورقا و پسرش روح الله وميرزا حسين گرفتار وگسيل به طهران شدند وگماشتكان حكومت وملاها خانه ایشانرا خراب واموالش را به يغما بردند چنان كه عائله شان بی سامان وبی مكان گرديدند وچون درمحبس طهران خبر بشنيدند پيام دادند كه بازماندگانشان را از زنجان به عشق آباد ببرند ولذا پسرش اقا محمد حسن كه در عشق آباد بود به زنجان آمده خديجه زوجهٴ ميرزا حسين ولقائيه زوجهٴ ورقا را به عشق آباد برد وچندی بعد از شهادت ورقا لقائيه به زوجیت آقا محمد رضا پسر حاجی محمد كاظم اصفهانی در آمد و اولادش خصوصاً آقا كاظم در مسكو به خدمت اين امر موفّق گشت وحاجی ايمان وميرزا حسين پس از شهادت ورقا تقريباً كمتر از دوسال در حبس مانده آنگاه خلاص شدند وحاجی ايمان به زنجان رفته اشياء ورقا را برد وتسليم پسرش ميرزا عزيزالله نمود و در ايران بود تا به سال ۱۳۳۰ به عكا وزيارت محضر حضرت عبدالبهاء شتافت وبه عشق آباد برگشته متوطّن شده به عمل باغداری پرداخت واز شرور اعداء مستخلص و مستريح گرديد وسفری نيز به وطن رفته از ديدار خويشان ودوستان بهره برده عاقبت در سال ۱۳۴۶ در عشق آباد وفات كرده مدفون شد وسلسله خاندان ام اشرف از او به جای ماند (5)
منابع
ظ ح: 5، 144
م ﮬ: 1، 188
ب ص ، 345
ج ب:1، 460
ظ ح: 6، 328
قبلی
بعدی