جواد برغانی ولیانی - ملّا
ملّا جواد برغانی ولیانی، واعظی شهیر بود که در آغاز وصول خبر ظهور حضرت باب به قزوین اطلاع بر حالات یافته و مطالعه نموده وجد و نشاطی گرفت، ولی بعداً به مخالفت با حضرت باب برخاست. ملّا جواد خطیبی بلیغ بود و در عداد تلامیذ شیخیّه قرار داشت و خاله زاده حضرت طاهره بود و جناب طاهره توسط او به معارف شیخیّه آشنائی پیدا کرد. وقتی ملّا جواد در قزوین از ظهور حضرت باب مستحضر گردید و آثار قلمی ایشانرا ملاحظه نمود با چند نفر از شاگردانش عازم عراق شد که بعد از مراجعت حضرت باب از مکّه در کربلا ایشان را ملاقات کند و بیاری و نصرتشان قیام نماید. چون خبر رسید که حضرت ربّ اعلی به کربلا تشریف نخواهند برد و مؤمنین به اصفهان رفته و منتظر دستور باشند، بسوی اصفهان راهی شد و در كنگاور با جناب بابالباب و همراهان ملاقات کرد که عازم کربلا بودند و از فسخ حضور حضرت ربّ اعلی بی خبر بودند و همگی عازم اصفهان و شيراز گرديدند. ملّا جواد به جناب بابالباب حسادت ميورزيد و همين حسادت سرانجام چشم عرفان او را نابينا نمود. كم كم با حضرت باب نيز آغاز مخالفت کرد لذا او را طرد فرمودند. و مساله بدا و رفتن به شیراز و مسدود بودن باب لقا او را آشفته نمود و به وی ابلاغ شد که با ملّا حسین ملاقات کند و سئوالاتش را از او بپرسد و این امر بر او سخت گران آمد و او این را به عدم بی اعتنائی به خودش تلقی کرد و با ملّا عبدالعلی هراتی که قبلا به شیراز آمده بود و در اثر معاشرت با میرزا ابراهیم شیرازی ایمانش را از دست داده بود همدست شدند و به خصومت برخاستند، ملّا عبدالعلی و میرزا ابراهیم به حاج کریمخان پیوستند و ملّا جواد به قزوین برگشت، ملّا جواد بقدری به خودش مغرور بود که ردیّه نوشت و تقاضای مباهله نمود.(1) جناب طاهره با ادلّه و براهین، جواب ملّا جواد را داد و خواست او را براه راست هدایت کند(2) توقیعی از حضرت باب خطاب باوست "فوالذی نفسی بیده لو ینصف احد من اهل المشرق و المغرب او ما بینهما بالعدل لا مفر له الاّ این یقرّ بفضلی لاّنی ما ادعیت فی شأن الا العبودیه و کفی بالله وکیلا ... لما کفر الثانی بدعوه الاول و رضاء الثالث جزیتهم وصفهم بما کسبت ایدیهم لیظهر قول الله فی حقهم و ان لدینا انکالا و جحیما ..... " اول و ثانی و ثالث ابراهیم شیرازی و عبدالعلی هراتی و جواد برغانی میباشند.(3)
بواسطه بداء گروهی از بابيان از صراط مستقيم آئين بيان لغزيدند و تنی چند از آنان به مخالفین امر بديع پيوستند. ملّاجواد وليانی، ملّاعبدالعلي هراتی و ميرزا ابراهيم شيرازی از آن جمله بودند كه در جرگه هواخواهان حاج محمّد كريم خان كرماني در آمدند. در آثار آن حضرت از جمله به خوار (بانگ يا آواز گاو و گوساله) تسميه گرديدهاست.(4) همانطوریکه در بند اخر این نوشتار آمده و با توجه به شرح حال وی که مختصر شده ملّا جواد برغانی که نفسی دانشمند و خطیب و سخنور بلیغ بود ولی متاسفانه تمام خصوصیات وی نتوانست از غرور وی بکاهد و به مخالفت مظهر ظهور الهی قیام نمود که انچه انجام داده بود نهایتا به فرجامی که میتوانست وی را در تاریخ امر الهی مشتهر و مورد اعتماد و ثقه قرار دهد نرسید.
منابع
1. ع ا، 161 و ظ ح: 3، 305 همچنین حضرت باب، 243
2. ع ا، 162-161
3. ع ا، 187
4. س ع: دفتر ،22 به مقاله فؤاد صدیق، صفحات 51-81 "مسئله بداء در امر حضرت باب". مراجعه فرمائید.