بازگشت صفحه اصلی

حسن ادیب طالقانی ایادی امرالله - میرزا

ميرزا حسن اديب از مشاهير احبّاء طالقان و امرالله بنوعی که در شرح احوال خود نوشت در قريه کمرکبود طالقان در شهر شوال 1264 متولدّ شد و پدرش ملا محمّد تقی چون مدّتی در عمارت سلطنتی معلمّ يکی از بنات فتحعليشاه ملقبّه به زينت الدّوله بود صاحب اعتبار و نام و مکنت گشته گهی در طهران و اوقاتی در طالقان بسر برد و در سال 1275 درگذشت و ميرزاحسن در آن هنگام يازده ساله بود و متدرجاً مقداری از تحصيلات ادبيه فارسيه و عربی و رياضيه و علوم عقليه و اصول را در طهران و نيز در اصفهان نمود و در طهران در مدرسه ميرزا صالح و نيز در مدرسه خان مردی آقامت و تحصيل کرد و در آغاز جوانی ازدواج اختيار نمود و در سال 1291 الی مدّتي نديم شاهزاده علينقی ميرزا اعتضاد السّلطنه وزير علوم شد و شاهزاده کتابخانه خود را بدست وی سپرد چون کتاب نامۀ دانشوران تأليف يافت وی را در انجام آن دخالت تامّه حاصل شد چنانچه نامش در ديباچه کتاب مذکور است و پس از وفات شاهزاده چند سال در دارالفنون طهران معلمّ ادبيات گرديد در آن ايام در حدود سال 1304 نزد شاهزاده معتمدالدّوله فرهاد ميرزا که مجلس مخصوص منعقد نمود برای تأليف کتاب قمقام به خانه او هميرفت تا آنکار انجام يافت ميرزا حسن مردی معروف و محترم شد و از دولت لقب اديب العلما يافت و با آقا شيخ هادی نجم آبادی معاشرت و محرميت گرفت و باينکه بمشرب تصوّف انس و الفت داشته از عقيدت بابيه محرّز بوده اعتنا نداشت چون در ضمن مکالمه و مصاحبه های عقيدتی و علمی مکرّرا شيخ بوی چنين گفت که اين عقيدت شما موافق عقيدت بابيان است تنبّه و التفات حاصل کرده بصدد تحقيق از عقائد اين طايفه برآمد و بواسطه سيد محمّد نامی که سمت دوستی و محرميت با او و شيخ هر دو داشت کتاب ايقان را بدست آورده مطالعه نمود و اين تقريبا در سال 1307 بود و در اوائل بحکمت رفتار کرده زمام احتياط از دست نداد و آقا محمّد فاضل شهير قاينی چندی در حجرۀ از خانۀ وی مخفيا مستوراً زيست و بدينطريق چندی بنام اين طايفه معروف نشد تا اينکه متدرجاً ترقيات و شهرت حاصل کرد و چون مدرسه تربيت طهران را تأسيس نمود برخی از اولياء معارف با وی مخاصمت کرده مدرسه را بين الانام بنام مدرسه بهائيان شهرت دادند و بالجمله ميرزا حسن اديب که در سنين اخيره اشراق شمس جمال ابهی در اين عقد در آمد و لوحی در حقشّ نيز صدور يافت و در دوره بعد که سنين سطوع انوار حضرت عبدالبهاء و ترقيات روحانيه نمود و با علما و ارکان احباب و اغيار معاشرت داشته مرجع رتق و فتق امور اين طايفه شد و از ايادی امر ابهی معدود گرديد و به تبليغ اشراف و ادبا مبادرت ورزيد و با اعضاء سفارت روسيه و فرانسه و غيره مراود و معاشر بود و حسب ميل يا شوق صاحب قونسول سفارت روس در سال 1313 رساله در تاريخ حيات حضرت اعلی و جمال ابهی نگاشته تسليم وی نمود. نير اديب را در تأسيس و تنظيم محافل روحانيه طهران و ساير بلدان ايران و نيز در بمبئي مدخليت تامّه بود و در آغاز تنظيمات محليه طهران عرائضي بمحضر حضرت عبدالبها نگاشت و بالأخره بآن موفقّ گرديد و قبل از اقدامات وی محفلي بنام محفل ايادي بود و بعدا بدستور حضرت عبدالبهاء کسانی چند را که ايادی مصلحت ميدانستند باخود توأم ميکردند و محفل مذکور در هفته يک بار انعقاد می يافت و اعضاء اوّليه آن بجز ايادی اربعه حاجی عبدالکريم قوام ديوان دکتر عطاء الله خان بخشايش صنيع السّلطان و بعدا دکتر آصف الحکما دکتر محمّد خان و حاجی صدر همداني نيز بودند بالجمله اديب بموجب دستور حضرت عبدالبها در اوائل شهر صفر سال 1321 براي تبليغ از طهران بسمت اصفهان رفت و پسرش ميرزا علي و نيز يکي از بستگانش و هم آقا شيخ محمّد علي قايني با او بودند و در ايام آقامتش در اصفهان فتنه واقع شد و اديب شرح واقعه را نوشته باباده رفتند 6 ما توقف و از آنجا به شیراز حرکت کرد و از آنجا با پسرش علی و محمود زرقانی به فرمان حضرت عبدالبها به سمت بمبئی حرکت کرد و مجددا از راه شیراز به محل خود مراجعت کرد و درسال 1327 در گذشت (1)
منابع
1. ظ ح: 6، 513-525
قبلی
بعدی