بازگشت صفحه اصلی

حسین آشچی پسر محمد جواد کاشانی - آقا

از جمله دیگر فامیل میرزا جانی آقا محمّد جواد پدر آقا حسين (آشچی) بود که در منزل عموی (دائی) خود حاجي ميرزا جانی به محضر مبارك مشرف شد و جزو مؤمنين درآمد . هنگامی كه حضرت بهاءالله در بغداد بسر می بردند آقا محمّد جواد به بغداد رفت و باپسرش (حسین آشچی) در آنجا مقيم شد . آقا حسین آشچی بالاخره به ادرنه و بعد به عکا رفت و از مجاورین بود و در همان صفحات درگذشت. (1) آقا حسین آشچی پسر محمّد جواد کاشانی جزو بیست و شش نفر (بغیر از عائله مبارک و برادران) همراهان جمال قدم در سفر بغداد به اسلامبول (2) رجوع فرمائید به میرزا رضاقلی تفرشی (3) جزو بیست نفر همراهان جمالقدم در سفر به اسلامبول که نبیل ذکرنیست ولی از همراهان دراین سفربوده و در مرحله دوم مسافرت به کاروان پیوست (4) در لیست مسجونین - ورود به عکا بعد از ظهر یوم31 اگوست 1868 (5) در هنگام ورود جمال قدم به عکا شامل 66 تن بوده که از آنها 25 تن از اعضای عائله مبارک و بقیه اصحاب و خادمین که 10 تن از آنها از اهالی کاشان بودند که یکی از انها آقا حسین آشچی بود (6) یکی از متقدمین امر در کاشان آقا محمّد جواد بود که در خانه میرزا جانی بحضور حضرت باب مشرف شد و ایمان آورد وی پس از اقامت حضرت بهاءالله در بغداد با دو پسرش محمّد حسین (که اختصاراً حسین خوانده میشود) و شکرالله به آن شهر رفت و ساکن و خادم شد. همسر او خواهر استاد اسمعیل معمار کاشانی است و دو دختر هم داشت که یکی همسر اقا اسدالله مسگر کاشانی و دیگری همسر شیخ علی اکبر مازگانی شد. آقا محمّد جواد در سفری که باشاره مبارک به طهران نمود در بازگشت در کرمانشاه بیمار شد و اندکی بعد از ورود به بغداد درگذشت. آقا حسین که مدتی با دائی خود استاد اسمعیل کار کرد در خدمت خانواده حضرت بهاءالله مشغول شد. و در خدمت عائله مبارک به اسلامبول وادرنه و عکا رفت و در سال 1306 ه ش در عکا صعود کرد. جناب حسین آشچی سه فرزند بنام های محمّد جواد (بنام پدر بزرگش) نادر و محمود داشت و نادر و همسرش حسنیه به دستور حضرت عبدالبها مامور حراست و خدمت روضه مبارکه و قصر بهجی شد و هشت فرزند داشتند. اما محمود و همسرش آسیه نیزدارای دو فرزند بودند. او صاحب چند لوح از حضرت عبدالبهاء است (7) پسر آقا محمّد جواد کاشانی آقا حسين (آشچی) بود که در زمان اقامت حضرت اعلی در منزل میرزا جانی طفل صغیری بود. وی تحت توجّهات دائیش استاد اسمعیل معماربه بنّائی پرداخت هنگامی که مهاجرت موکب ابهی از بغداد شد آقا حسين نيز در بين همرهان رفت و مفتخر بشغل طبّاخی گشت و از اينرو معروف بعنوان آشچی گرديد و تا آخر ايام اشراق انوار ابهی بدين خدمت متباهی بود و تفصيل وی در وقایع حبس احبا بواسطه قتل ازلیان در طول مدّت حبس نيز صبحها به بيت ابهی آمده خدمت طبّاخی را انجام ميداد و شبها را بمحبس رفته بسر ميبرد تا آنکه آزاد شد و روز و شب بخدمت طبّاخی پرداخت و چنان بود که حکّام و پاشاهای عکّا استدعا ميکردند تا امر صادر گشته برای ايشان بطبّاخی ميپرداخت و اجازه گرفته خواهرش را با شوهر که آقا شيخ علی اکبر مازگانی مذکور بود و نيز خواهر ديگرش صاحبجان را با پسر يتيمش آقا حبيب بعکّا طلبيد و آقا حسين حسب دستور بشغل دکانداری و عطّاری مشغول گرديد و رونقی در کسب و کارش پديد آمد تاجری مهمّ شد و دختر عبدالله نجّار مصری الاصل از مومنين را ازدواج کرد و شئون تمامت بستگان را اداره نمود و پس از غروب شمس جمال ابهی نيز بکمال اخلاص و وفا در جوار الطاف حضرت عبدالبها بزيست و از پسران و دخترانش خاندان وسيعهٴ آشچی برقرار گرديد و بسال 1346 در بهجی فوت شد و در قبرستان بهائی گلستان جاويد بجوار مرقد ممجد والدۀ حضرت عبدالبهاء مدفون گشت(8)
منابع
1. ل م، 214
2. ظ ح: 4، 279
3. م ح: 3، 111
4. ب ش، 206
5. ب ش، 360
6. ب ک، 60
7. ب ک، 355-354
8. ظ ح: 6، 659
قبلی
بعدی