ابوالقاسم دباغ پسر ملا علی اکبر دباغ کاشانی - حاجی
در طهران چهار برادر بودند که در بازار امین السّلطان دکان دباغی داشتند و ارشد آنها حاجی ابوالقاسم بود و آنها فامیل ناظریان را انتخاب کردند و از احبای مخلص طهران بودند. از بهائيان مشهور ايّام اخيره حاجی ابوالقاسم دبّاغ بن ملا علی اكبر دبّاغ دركاشان به سال ۱۲۸۷ تولّد ونشو ونمايافت وبعداً با مادر و سه برادر به طهران آمدند ونخست برادر مهتر استاد غلامحسين از انوار هدايت كبری خبر يافت وحاجی در حدود سال ۱۳۰۰ كه تقريباً پانزده سال داشت به واسطهٴ برادر آگهی حاصل نمود وهنگامی كه دژخيمان وفرّاشان ملا عليجان مازندرانی را به قربانگاه می بردند ميرزا آن مظلوم را ديده و فهميده ومتأثّر گشته تغييرحال يافت ومعذلک چندان در عقيدت متصلّب ومتعصّب بود كه چون آقا شيخ هادی معروف به شيخ كتاب فروش را موجب بهائی شدن برادران خود ميدانست به صدد قتل برآمد ولی اندكی برادران به واسطهٴ استاد حسين نعلبند كاشی شهير كه در تبليغ لسانی گويا ونَفَسی مؤثّر وتوانا داشت كاملاً ايمان به امر ابهی يافت وباغيرت وهمّت شديده به احتفالات وخدمات پرداخت و باسه برادر كه استاد غلامعلی واستاد غلامحسین و استاد علی بودند وبا مادرشان خديجه سلطان به خدمت مبلّغين و واردين قيام كردند وسپس به سال ۱۳۱۰ به عكا شتافته چندی به درک فيوضات محضر حضرت غصن اعظم عبدالبهاء فائز گشت ومراجعت به طهران نمود ويكی ازرجال غيور اين طائفه شمرده گشت ودر خانه اش كه واقع درسمت جنوبی شهر ومحلّهٴ سرقبر آقا (باغ فردوس) بود واشرار مشهور محلّه دمی از تعرّض مظلومان غفلت نداشتند بی پروا با برادران پيوسته مجلس تبليغ منعقدكرده ضيافتها داده مبلّغین و مسافرين شهير را مدّتها پذيرائی نمود نوبتی انبوه اشرار دور خانه اش را احاطه كرده غلغله انداختند كلمات ناسزا گفتند چون جمع گروه غفيرگرديده می خواستند به خانه ريزند در آن حال برادر غيور و دلير كه پيراهن سفيد كفن آسا پوشيده كتارهٴ عريان بادست آخته داشت در خانه باز كرده بيرون جَست وبا انبوه مردم اشرار مقابل شده باشجاعت وصولتی تكلّم كرد كه جمعيّت را بيم گرفته چون گلّهٴ روباه گريخته متفرّق شدند. وحاجی ابوالقاسم در سال ۱۳۵۱ ه ق درگذشت وجنازه اش را با اجتماع واحترام به قبرستان بهائيان (گلستان جاويد) برده دفن نمودند واز ايشان عائلهٴ واسعه به نام ناظريان بر قرار ماند. (1) منزل حاجی ابوالقاسم دباغ کاشانی در طهران در سرقبر اقا مرکز فعالیت های بهائی شده بود.(2)
یادداشت ها:
1. ظ ح: 6، 472 همچنین م ﮬ: 3، 546
2. ج ب: 1، 52
منابع
1. ظ ح: 6، 472 همچنین م ﮬ: 3، 546
2. ج ب: 1، 52