بازگشت صفحه اصلی

عبدالحسین واعظ نیریزی - آخوند ملّا

آخوند ملّا عبدالحسین واعظ نیریزی دومین نفر از انصار و یاوران حضرت وحید که منزلتی بس عظیم داشت و عالمی شهیر بود و عائله و فرزندانی کثیر داشت ملّا عبدالحسین، واعظ و قاضی نیریز بود که با کلیه فرزندان، حامی و مساعد حضرت وحید شد. همین که خبر تشریف فرمائی حضرت وحید را از اب الزوجه حضرت وحید استماع نمود به اتفاق عده ای به استقبالش شتافت. ندای امر حضرت اعلی را استماع نمود و همین که قلبش بنور ایمان منوّر گردید به فرزندان خود ابلاغ نمود و جملگی مؤمن و به جانبازی و جهاد در خدمت حضرت وحید دقیقه ای فروگذار نکردند. در اولین مرتبه که مسجد جمعه در نی ریز محاصره و آتش جنگ مشتعل و قوای حکومت به اصحاب تیراندازی نمودند، اولین کسی که هدف گلوله قرار گرفت همین ملّا عبدالحسین واعظ شهیر بود. در موقعی که مشغول نماز بود گلوله ای به پایش اصابت نمود و او را مجروح ساخت. چون حضرت وحید به این پیرمرد هفتاد ساله (نبیل در تاریخ خود در صفحه 397 او را پیرمرد هشتاد ساله مینامد) مجاهد شجیع و شهیر علاقه بسیار داشت، از این واقعه سخت متالم و محزون گردیده از وی عیادت نمود و تسلی بخشید و همین حادثه سبب گردید که فرمان جهاد صادر نمود و قلعه خواجه در دو کیلومتری جنوب شرقی نی ریز را برای دفاع انتخاب فرمود. آنگاه ملّا عبدالحسین با سه برادر و پنج پسر در محاربه قلعه شرکت نمودند. در آن حادثه پسرش ملّا علینقی به شهادت رسید و ملّا عبدالحسین پس از خاتمه جنگ قلعه با سایر فرزندان گاهی مخفی و گاهی متواری بودند تا آنکه در واقعه کوه (واقعه دوّم نی ریز) شرکت جستند. در این واقعه همه فرزندان از دم شمشیر گذشتند و او چون پیر مردی هفتاد ساله بود با عیال خود و اَطفال ملّا علینقی بعد از پایان وقایع دوم نی ریز اسیر شدند. (1) ملا عبدالحسین واعظ و قاضی نیریز و از مؤمنین و اصحاب جناب وحید و در زمان محابره نیریز هفتاد سال از عمرش گذشته بود اسیر شد و با میرزا نعیم به گفتگو پرداختند و در حق او فرمان صادر شد که او را با دیگر اسیران به شیراز بفرستند و پس از مدتی با سر اسرا بر فراز نیزه ها او و سایر اسرا را بسوی طهران حرکت دادند و ایشان بواسطه کبر سن و ضعف مزاج و بلایا در سه منزلی شیراز بسوی طهران از شدت مصائب هلاک شده و به شهادت رسید سرش را از تن جدا کرده و جسد را در همان محل که سعادت آباد باشد دفن کرده و سر ایشان را مانند دیگر سر شهدا بر نیزه زده براه ادامه دادند (2)
ملّا عبدالحسین نی ریز که جزو اسرا به شیراز فرستاده شد وقتی به شیراز رسید شاهزاده طهماسب میرزا و حاجی قوام الملک او را عتاب کرده که ای آخوند این چه فتنه بود که بپا کردی؟
ملّا عبدالحسين پس از خاتمه واقعه قلعه و شهادت جناب وحید مدتی پنهان و فراری بود و در واقعه دوم نيريز كه پس از حادثه رمی شاه رخ داد نيز شركت داشت. در اين حادثه برادران و دیگر فرزندانش بشهادت رسیدند (3) و خود اسير و به طهران ارسال گشت. ولی بعلت ضعف شديد در راه شیراز به طهران و در سه منزلی شیراز از پای در آمد و سربازان سر او را از تن جدا نموده همراه ديگر رؤوس شهدا با خود به آباده بردند. جسد نامبرده در سعادت آباد نزديك شيراز مدفون است. (4)
منابع
1. لمعات الانوار، 1، 93
2. س ب ، 413
3. ظ ح: 4، 13۸
4. ظ ح: 4، 129-130
قبلی
بعدی