بازگشت صفحه اصلی

عبدالحمید - ملّا

ملّا عبدالحمید از افرادی بود که لطف و محبت فراوان به حضرت بهاءالله داشت و در افجه در موقع رمی شاه میخواست جمالقدم را در غاری در نزدیکیهای افجه پنهان کند ولی جمالقدم قبول نفرمودند. از بیانات شفاهیۀ حضرت عبدالبهاء در ضمن خاطرات ایّام تشرف جناب هزاری چنین مندرج است: «هیکل مبارک فرمودند: "اوّل تابستان بود؛ میرزا آقا خان استدعا کرد که جمال مبارک به افجه تشریف ببرند و جعفر قلی خان مهماندار بود. در افجه تشریف داشتند که واقعه شاه رخ داد. میرزا آقا خان صدر اعظم کاغذی فوراً به برادر نوشت که همچو واقعه ای واقع شد و ذکر ایشان هم هست، نمی خواست واضحتر بنویسد. پشت سر این کاغذ قاصد دیگر رسید که ذکر ایشان بروزتر است. جعفر قلیخان و ملّا عبدالحمید که فی الحقیقة از خدمتگزاران قدیم بودند، مصلحت در این دیدند که جمال مبارک پنهان شوند. ملّا عبدالحمید حضور مبارک عرض کرد که در این نواحی کوهی هست که هم کتل افجه و پشت آن لار است و کسی در آن نیست؛ چه در زمستان به قدری برف میاید که درّه های آن کوه پر میشود. عبدالحمید عرض کرد در آنجا کسی نیست و ما جاهائی در درۀ لار میدانیم که لشکر سلم و تور در آنجا راه پیدا نمی کنند، من شما را می برم آنجا، در یکی از مغاره ها جا میدهم و یک خدمتگزاری می آورم که من و شما و او فقط بداند و شبانه هر چه آذوقه لازم شد می رسانم. جمال مبارک فرمودند من باید بروم طهران. هر چه ملّا عبدالحمید إصرار کرد در طهران خطر است، جمال مبارک قبول نفرمودند. آنچه جزع و فزع کرد که به مجرد تشریف بردن شما به طهران اعتراض می کنند چه بهتر به درّه های لار تشریف ببرند، قبول واقع نشد. " .» (1)
منابع
1. م ح: 3، 220-221
قبلی
بعدی