عبدالمجید شیراری - حاجی
حاجی عبدالمجید شیرازی ، که ساکن کاظمین بود و مؤمن گردید و پدر میرزا عبدالوهاب شهید مشهورکه محبوس در زندان سیاه چال با جمالقدم بود – ذکر حاجی عبدالمجید شیرازی در لوح حکماء وارد که در منزل او در کاظمین میرزا محمد نبیل قائنی نبیل اکبر بحضور جمالقدم مشرف گردید. دخترش را یحیی ازل تزویج نمود (1) حاجی عبدالمجید برادر میرزا حسن گل گلاب ساکن قصبه کاظمین از بابیانی که هنگام ورود جمال ابهی به بغداد به شرف لقاء فائز و مکررا زیارت نمود و مجذوب گردیدند (2) از مؤمنین ساکن کاظمین (3) پدر عبد الوهاب است که شرح حالشان درتاریخ نبیل در واقعه ملا علی بسطامی زمانیکه میخواست از شیراز خارج شود ذکر شده. عبدالوهاب شیرازی داستانش با ملا علی بسطامی و درخواستش از او که با ایشان راهی سفر شود و پدر ایشان که عبدالمجید باشد آنها را تعقیت می کند و کتک مفصلی به جناب ملاعلی بسطامی میزند که این واقعه به تفصیل در تاریخ نبیل وارد شده. جناب عبدالوهاب در واقعه مذبحه کبری و رمی شاه بشهادت رسید. جناب عبدالمجید پس از شهادت پسرش به کاظمین رفت و دکان کوچکی داشت و به کسب و کار مشغول بود. نبیل اکبر در منزل عبدالمجید بحضور مبارک مشرف شد. حضرت عبدالبهاء در یوم 20 ژون 1915 در بیت مبارک راجع با این پدر و پسر بیاناتی فرموده اند. ایشان بعد از خروج جمالقدم از بغداد در محل خود بود تا اینکه با دیگران به موصل تبعید شد و در تبعید به ملکوت ابهی صعود کرد (4) حاجی عبدالمجید شیرازی پدر میرزا عبدالوهاب شهید که در کاظمین زندگی میکرد و از اولین کسانی بود که در بغداد در حلقه مریدان حضرت بهاءالله درآمد و بالاخره بامر مبارک ایمان آورد (5) و بالجمله در بغداد و کاظمين و کربلا و خصوصا در قريهٴ يعقوبيه جمعی کثير از اين فئه بر جای بوده توجّه تامّ بجمال ابهی داشتند و ذکر حاجی عبدالمجيد شيرازی و برادرش ميرزا حسن گل گلاب و عائله شان و جاسم بغدادی و رحيم و رضا و غيرهم و عائله حاجی عبدالمجيد که سکونت در کاظمين داشتند و شرح ايمان پسر وحيدش ميرزا عبدالوهّاب و اینکه والده حضرت ربّ اعلی بواسطۀ او در سال 1267 بمحضر ابهی تشرّف و ايمان يافت و حاجی ميرزا حسن گل گلاب فاضل و خوشنويس و خوش معاشرت بود و در طهران با جمال ابهی مصاحبت و مؤانست داشت و در ايام اشراق در عراق ساکن کاظمين بود و پيوسته تشرّف حضور ميجست و در آن ايام زن ميرزا عبدالوهّاب شهيد (پسر عبدالمجید ) را ميرزا يحيی ازل بحباله ازدواج خويش درآورد و بعضی از دودمان گل گلاب بعدا در اين امر درآمدند و خديجه سلطان نام بنت حاجی عبدالمجيد را جمال ابهی بآقا سيد محسن از مؤمنين کاظمين ازدواج دادند و از ايشان عائله در اين امر برقرار گرديد و زوجۀ مذکورۀ حاجی عبدالمجيد را در بيت مبارک مقرّ دادند و وی را بنام مهمان خواندند. (6)
فرمانفرمای پسر فتحعلی شاه ملا باشی داشت که مؤمن بود و متموّل چون او وفات کرد پسرش حاجي عبدالمجيد لله پسر فرمانفرما و وزير بلکه همه کاره فرمانفرما بود و چون محمّد شاه به طهران آمد و به تخت سلطنت نشست و فرمانفرما را مخذول کرد حاج عبدالمجيد دست از شئونات خود به شيراز شست و آمده در کاظمين اقامت جست و با نهايت قدس و زهد و تقوی حجرۀ تجارت بگشود و بعد تصديق به امرالله نمود و چنان منجذب و مشهور شد که علما تکفيرش کردند و بازار حجره اش چنان کاسد شد و کسی با او معامله نميکرد چندانکه دائما مشغول باستنساخ الواح بود و در توی حجره سر بزير افکنده بيانات مبارک را مينوشت و هرکه باو تعرّض ميکرد و بد ميگفت ابدا گويا نميشنيد پسرش که شعلۀ محبّت الله بود چون در طهران شهيد شد و خبر باو رسيد اظهار سرور کرد که الحمدلله يک پسر داشتم و آنهم در راه حقّ کشته شد پسرش يک پسر بيش نداشت آنهم وفات يافت. از بيانات حضرت عبدالبهاء با حضور جمعی از بهائيان در حيفا سال 1331 / 1338 پاورقی ص 1031 ظهور 6صفحه 1-1032 و الواحی کثير در ذکر وی بدين نام منتشر است
منابع
1. ا ث:4، 311
2. ظ ح: 4، 104
3. ن ظ: 1، 108
4. م ح: 1، 430
5. ب ش ، 141
6. ظ ح: 6، 1031