بازگشت صفحه اصلی

عبدالمجید فروغی ملقب بصدیق العلما - ملا

جناب میرزا عبدالمجید فروغی ملقب بصدیق العلما فرزند ملا علی دوغ آبادی خراسانی (دوغ آباد قریه ایست از توابع تربت حیدریه که جمال قدم نام قریه را فروغ نامیدند) و مادرش خدیجه بیگم دختر ملا میرزا محمد دوغ آبادی بقیة السیف قلعه شیخ طبرسی خواهر جناب میرزا محمود فاضل فروغی مبلغ مشهور بهائی است (به جلد پنجم مصابیح هدایت رجوع کنید) او در سال 1305 قمری در قریه دوغ آباد (فروغ) بدنیا آمد و پس از رسیدن بسن تحصیل خواندن و نوشتن را نزد مادر با سواد خود فرا گرفت و مقدمات عربیه را نیز پیش پدر فاضل بیاموخت سپس برای ادامه تحصیل رخت بشهر کاشمر برده در یکی از مدارس قدیمه آنجا بکسب معارف عالیه پرداخت چندی بر این مقدمه نگذشته بود که خبر یافت دائی فاضلش جناب میرزا محمود فروغی بعد از سیر و سفرهای تبلیغی و ترویج امر در نواحی مختلفه اینک بوطن باز آمده و در دوغ آباد (فروغ) موقة رخت اقامت افکنده لذا بقصد دیدار او بفروغ رفت ملاقات آن مرد جلیل و استماع بیانات پر شور او وی را بر آن داشت که قدم در میدان تبلیغ گذارد و راه هدایت نفوس سپارد و لهذا بدین نیت بکاشمر مراجعت کرد و بساط درس و بحث را برچید و فارغ بال و متوکلا علی الله سالک طریق هدایت گشت و بقصد نشر نفحات الله و ایقاظ نفوس پای همت در راه نهاده بشهرهای خراسان سفر نمود و در هر جا بتبشیر امر و تنشیر نفحات مسکیه الهیه پرداخت و چندی بعد بعشق آباد رفت و ماهی در آنجا توقف نموده دوستان حق را ملاقات و بایران مراجعت کرد و مدت چهار سال در طهران و دیگر شهرها چون قم و کاشان بتبلیغ و هدایت افراد مشغول بود آنگاه بفروغ رفت و با دختر دائی خود (معصومه خانم دختر میرزا محمود فاضل فروغی) ازدواج کرد در اینوقت جناب میرزا محمود فروغی در مشهد میزیست و از قضایای واقعه آنکه در همانشب که جناب صدیق العلما جشن زفافشان در فروغ بر پا بود جناب میرزا محمود در منزلش در مشهد بدست طلبه ای هدف گلوله طپانچه واقع گشت که بحمد لله چندان کارگر نیفتاد و مالا جان بسلامت برد بهر حال جناب میرزا عبدالمجید بعد از دامادی چندی باز در کاشمر و اطراف بماند و با انواع طبقات ببحث و مذاکره تبلیغی پرداخت سپس در سال 1339 قمری سفری به بیرجند و قائنات و بجستان و فردوس و بشرویه نمود و آنگاه بطبس وارد گشت و در هر نقطه اهل علم و ارباب عمائم وطلاب علوم دینیه به مباحث عمیقه مشغول بود تا سر انجام در سال 1342 قمری بار دیگر به کاشمر آمد در این سفر چون از قبل کینه و بغض وی در دلهای اهالی این شهر جایگزین شده بود ولی مجالی برای ابراز ان نمی یافتند حال در اثر سستی حاکم شهر موسوم به جلال السلطان فرزند رکن الدوله موقع را برای ابراز ما فی الضمیر مناسب دیده با توطئه قبلی جمعی بمنزل مهماندار وی شتافته و جنابش را بعنف از خانه بیرون کشیده با الات قتاله از قبیل آهن و سنگ و چوب بجانش افتادند و با وضعی هر چه سختر وی را بشهادت رسانیدند و در حالی که هنوز رمقی از وی باقی بود شال کمرش را بپایش بسته کشان کشان بخارج شهر برده در زمین متروکی مدفونش ساخته و با خیال راحت بخانه های خود باز گشتند از جناب صدیق العلما در حین شهادت در 37 سالکی مادر و دو خواهر و سه طفل صغیر موسومان بجمال الله (هشت ساله) و خلیل الله (سه ساله) و صدیق (دو ماهه) باقی بود و کلا در ظل امر بودند و در این تاریخ سال 1348 شمسی نیز افراد باقی مانده آن خانواده که در مشهد رضوی مقیمند عموما مومن و بخدمات امریه موقفند. جناب صدیق العلما گذشته از مراتب علمی و احاطه بر مسائل امری و تبلیغی بزیور طبع شعر نیز آراسته و درفن ادب تمعنی بسزا داشتند ولی متاسفانه آثار نظمی ایشان جز یک منظومه نه بیتی عربی که بجناب میرزا حیدر علی اصفهانی صاحب کتاب بهجت الصدور که در آنوقت مقیم ارض اقدس و در جوار مقدس حضرت مولی الوری بسر میبرده فرستاده و یک قطعه پنج بیتی فارسی که مضمونش رجای شهادت است اثر دیگری بدست نیامد یکی از اولادان شهید سعید آقای جمال الله فروغی ساکن در مشهد رضوی (1)
منابع
1. تذکره شعرای قرن اوّل بهائی: 4، 120-116
قبلی
بعدی