بازگشت صفحه اصلی

عبدالمجید نیشابوری ابا بدیع – حاجی

حاجی عبدالمجید نیشابوری در سال ١٢٩٣ ه ق با پسر کِهتَرش آقا فتح الله برای زیارت به ارض مقصود شتافت وايّامی چند در جوار فضل وعنايت به سر برده با عزم فدا كاری مراجعت كرد . در عبور از اسلامبول ميرزا عزيز الله جذّاب وبرادرش شاهويردی را كه يهود مسلمان شده و صالح ومستعدّ قبول ايمان بديع بودند تكميل عرفان و ايمان نمود و نيز نسخه ای از لوح رئيس وكتاب اقدس به خراسان آورده با قوّت ايمان و شدّت انجذاب انذارات لوح مذكور كه راجع به سلطان عبدالعزيز خان است در مجمع بهائيان تلاوت كرده حكايات و روايات عاشقانه گفت ومسرّت و وجد اظهار داشت كه جمال ابهی خواهشش را پذيرفته وعدهٴ وقوع شهادت درحقّش فرمودند تا آن كه به سال ١٢٩٤ ه ق در سنّ ۸۵ سالگی افسر شهادت بر سرگذاشت (1) پدر میرزا بزرگ بدیع و جمالقدم او را به ابا بدیع ملقب فرمودند. او اولین فردی است که در خراسان شربت شهادت نوشید. توسط ملا حسین ایمان آورد و در قلعه شیخ طبرسی از ابتداء تا انتهاء حاضر بود و یکی از دوستان او را خرید و مستخلص ساخت و ایشان از بقیه السیف می باشند. در سنه 1293 هجری قمری بحضور حضرت بهاءالله مشرف و در مراجعت در اسلامبول با دو برادر کلیمی آقا عزیز الله جذاب و آقا شاهوردی ملاقات و وسائل تکمیل تصدیق جذاب را فراهم اورد. لوح بدیع و کتاب اقدس را ابا بدیع با خود به خراسان آورد. هنگامی که 85 سال داشت در رمضان 1294 هجری قمری بواسطه شرارت همشیره اش و دسیسه شیخ باقر اصفهانی ملقب به ذئب که به مشهد وارد شده بود و شیخ محمد تقی و شیخ عبدالرحیم متفقا از شاهزاده رکن الدوله تقاضا کردند که حاجی به قتل برساند. رکن الدوله مسامحه می نمود و مایل بریختن خون او نبود و بایشان فشار میاورد که از امر تبری کند. علما تلگراف به ناصرالدین شاه زدند جواب آمد اگر اقرار نمی کند او را رها کنید. رکن الدوله دوازده نفر از محترمین را فرستاد که ایشان رای خود را تغییر دهند ولی مایوس برگشتند. بهر صورت چون ایشان از امر تبری نکردند بالاخره منجر به شهادت ایشان شد (2) پدر میرزا بزرگ بدیع خراسانی و بقیة السیف قلعه شیخ طبرسی شهید شده در مشهد در سال 1294 هجری قمری جناب حاج عبدالمجید نیشابوری فرزند حاجی محمد جواهری از اهل نیشابور و دارای ثروت و مکنت پدری و از تجار محترم آنشهر بود و بوسیله جناب باب الباب بامر مبارک ایمان آورد. ایشان در سال 1293 باتفاق آقا فتح الله پسر کوچکترش از راه قزوین و تبریز بحضور مبارک رسید و وعده شهادت خود را از لسان مبارک شنید. ایشان در سال 1294 به تحریکات شیخ محمد تقی اصفهانی آقا نجفی در مشهد بشهادت رسیدند. و زیارتنامه از قلم مبارک جهت ایشان نازل حاجی عبدالمجید نیشابوری ابا بدیع تاجر شال و فیروزه فروش معتبر ساکن نیشابور به واسطه جناب باب الباب مؤمن شد پس از عودت حضرت باب به شیراز رفت و سپس در مشهد مقیم شد و در سفر مازندران همراه جناب باب الباب شد در جنگل مقادیری از نقود خود را تسلیم خسرو قادیکلائی کرد و بقیه اشیاء را دور ریخته در قلعه وارد شد از بقیة السیف قلعه گردید. پسرش در سال 1287 به شهادت رسید و شهادت خودشان در سال 1294 ه ق (3) در شهر نيشابور جناب حاجی عبد المجيد پدر جناب بديع که يکی از تجّار مشهور شهر بود به همراهان باب الباب پيوست پدر حاجی عبد المجيد در بين مردم خيلی محترم بود زيرا صاحب بهترين معدن فيروزه‌ای بود که در نيشابور وجود داشت (4) نبیل درسفر سال 1282 نیشابور به دیدن ابا بدیع عبدالمجید نیشابوری رفت که شاید در حدود ماه های اردیبهشت و خرداد باشد زیرا در نوروز همین سال در دامغان در حرکت بسوی خراسان بود و در همین محل بود که نبیل جناب بدیع را ملاقات و او ایمان آورد و از خود بی خود شد و می خواست بسوی ادرنه برای زیارت حرکت کند و همراه شیخ فانی شد ولی در یزد از همدیگر جدا شدند و بدیع به بغداد رسید و در هنگامی که اعدا آقا عبدالرسول قمی را بشهادت رساندند او کار سقایه را بعهده گرفت و در هنگامی که حکومت احبا را به موصل فرستاد او قبل از آنها خود را به موصل رساند (5)
منابع
1. ظ ح: 6، 32
2. م ح: 2، 687 همچنین م ح: 1، 557
3. ظ ح : 3، 130
4. ت ن، 260
5. م ﮬ: 10، 295
قبلی
بعدی