عبدالوهاب سبزواری پسر حاجی عبدالکریم – ملا
در سال 1308 ه ق ده نفر از محبوسین احبا را در سبزوار که پنج تن سبزواری و پنج تن یزدی بودند باتّفاق دوازده سوار روانۀ مشهد داشتند و اسامی پنج تن سبزواری چنین است ملّا عبدالوهّاب ، میرزا هدایت که سیّدی معمّم بود و در استنطاق اعتراف بایمان کرد و میرزا محمّد و میرزا ابراهیم و برادرش که یکی صبّاغ و دیگری نجّار بودند و اسامی پنج تن یزدی چنین است حاجی عبدالرّسول آقا محمّد صادق چیت ساز آقا محمّد بن حاجی محمّد ابراهیم مبلّغ آقا عباس برادر زن حاجی مبلّغ و میرزا علیرضا و آنها را بعد از اخذ نقود آزاد کردند (1) ديگر از احبای سبزوار ملا عبدالوهّاب و ملا عبدالمجيد و حاجی محمد جعفر و محمد علی و حاجی محمد اسمعيل ابناء حاجی ميرزا عبدالكريم از اشراف و صُلحاءِ متموّلين كه در حدود سال يك هزار و سيصد و اند به واسطه حاجی محمد رضا اصفهانی و زيارت كتاب ايقان مؤمن شدند وخاندانی در امر ابهی تأسيس نمودند و دختر ملا عبدالوهّاب به ازدواج حاجی عبدالرّسول يزدی در آمده عائله واسعه ازايشان بوجود آمد و ملّا عبدالوهّاب عاقبت مهاجرت به عشق آباد نموده, سكونت اختيار كرد و برادران ديگر غالباً در سبزوار وفات نمودند. (2) جناب ملا عبدالوهاب اهل سبزوار پسر حاجی عبدالکریم پسر حاجی محمد جعفر که از اشراف و اعیان و متمولین سبزوار بوده اند و حاجی محمد بیک هم برادر ایشان بوده. حاجی محمد جعفر نه پسر و دو دختر داشته و حاجی محمد بیک پنج پسر و دو دختر داشته و نبیره و نتیجه های آنها به شرف ایمان فائز شده حاجی عبدالکریم از جمله عباد و زهاد بود و پنج پسرش در یوم ظهور به مکلم طور اقبال نمودند واول کسی که مومن شد عبدالوهاب و بعد پسر برادر ایشان عبد الله پسر ملا عبدالمجید بعد برادرشان ملا عبدالمجید و برادر دیگر حاجی محمد جعفر و دو اخوی دیگر محمد علی و حاجی اسمعیل که بواسطه وبا در سنه 1310 از این دار فنا به عالم بقا شتافتند. زوجه ملا عبدالمجید دختر حاجی محمد بیک با دو دخترش و دو پسرش محمد و عبدالجواد مؤمن و موقنند جناب عبدالوهاب سبب تصدیق خود را چنین بیان میکند که وقتی به سن نوزده رسیده بود به مدرسه میرفت و از مقدمات علوم می خواند و گاهی هم باطاق آقا محمد علی پسر حاجی علی اصغر یزدی که با پدر رفیق بود میرفت و شخص خوش مشرب بود روزی وارد شد و دید حاجی محمد رضای اصفهانی آنجاست و کتابی میخواند که معلوم شد که کتاب ایقان است و بعد خوابی می بیند و باعث ایقان ایشان میشود و بعد خبر شهادت ملا علی سبزواری و شهدای یزد به سبزوار رسید و در ماه رمضان علمای شروع به سب و لعن بر سرمنابر کردند و کم کم از لفظ تجاوز کرده به کتک زدن و ایذا احبّا و کشیدن و بردن احبا به دائره حکومت و مجموعا ده نفر از احباب که پنج نفر اهل یزد و پنج نفر اهل سبزوار بودند از جمله ملا عبدالوهاب و میرزا هدایت و میرزا محمد و دو برادر که یکی صباغ و دیگری نجار از یزد حاجی عبدالرسول و اقا محمد صادق چیت ساز و آقا محمد پسر حاجی محمد ابراهیم مبلغ و خالوی اقا محمد عباس و آقا علی رضا و آنها را به مشهد میفرستند و در مشهد مبلغی گرقته مرخص نمودند و ایشان بعد از این واقعه به عشق آباد میروند (3) در سال 1308 ه ق محبوسین احبا را در سبزوار که ده تن بودند برای بازجوئی به مشهد فرستادند که بغیر از ملا عبدالوهاب عبارت بودند از میرزا علیرضا یزدی که مدتی در محبس بوده و بعد آزاد کردند (4) در أوائل ایّام در حدود 150 تا 200 نفر مؤمن در سبزوار بود از جمله پنج پسر حاجی عبدالکریم که یکی از آنها ملا عبدالوهاب نام داشت و حاجی محمد بیک (5)
منابع
1. ظ ح: 5، 428
2. ظ ح: 6، 128
3. ت ع، 521
4. ظ ح: 5، 428
5. ج ب:1، 160