عبدالوهاب قزوینی برادر جناب طاهره قره العین - میرزا
جناب طاهره يك خواهر كوچكتر بنام مرضيه و حدّ اقل سه برادر داشته. يكی از برادران نامش ميرزا عبدالوهاب قزوينی بود كه بامر مبارک مؤمن شد. میرزا عبدالوهاب ( این جناب عبدالوهاب قزوینی را نباید با حاج ملّا عبدالوهاب قزوینی پدر ملّا محمد علی و ملّا هادی هر دو از حروف حیّ اشتباه کرد) در واقع شهرت و علم پدر را در جامعه اسلامی بارث برد و هم او بود كه بارها از مقامات علمی طاهره تجليل و تصريح نمود که احدی از ما در محافل علمی در محضر طاهره جرأت اظهارنظر نداشت. محمّد حسن خان اعتمادالسّلطنه وزير انطباعات و دارالترّجمه در عصر قاجار در خصوص ميرزا عبدالوهاب مينويسد: "خلف ارشد حاج ملّا صالح برغانيست. تتبع وی در ميان سلسله برغانيه احدی را نبود معقولا و منقولا ... و به قزوين رياستی معتدّ بها داشت و نزد حكام ديوان اعلی بسيار مطاع بود ... الحق در طلاقت زبان و ملّاحت بيان و حلاوت لهجه و حسن تفهيم او بهرحال عموما و به منبر خصوصا در تمام ايران احدی نرسيد" با توجه به آنچه اعتمادالسّلطنه در باب كمالات ميرزا عبدالوهاب قزويني نوشته توان قضاوت نمود كه طاهره در چه درجه از فضل و كمال و قوت استدلال بودهاست كه امثال ميرزا عبدالوهاب درمحضر او جرات اظهار نظر نداشتهاند. (1) نبيل زرندی مينويسد «از جمله نفوسيکه در آنروز (رهائی طاهره از قزوین) مؤمن شد ميرزا عبد الوهّاب برادر حضرت طاهره بود و لکن خدمتی در امر مبارک از او ظاهر نشد و اقدامی نکرد که مثبت صدق اعتقاد او باشد.»(2) ايادى امرالله جناب ميرزا حسن اديب طالقانى در رساله مختصره شرح حيات طاهره مينويسد: "اين فانى در مبادى جوانى کتاب قبسات را در فلسفه در خدمت مرحوم ميرزا عبدالوهّاب قزوينى برادر حضرت قرّةالعين تحصيل ميکردم و اگر اشتباهى داشتم در غير موقع درس رفته رفع اشتباه ميکردم. روزى در فصل تابستان در حياط خلوتى که داشت بخدمتش رسيدم از گرما لباس بسيار مخفّفى داشتند و تنها نشسته بودند. چون قدرى نشستم و مقام را مقتضى يافتم گفتم بارها ميخواستم مطلبى را بپرسم حياء مانع ميشد. حال اگر اجازه باشد گويم. گفت سؤال کن. گفتم چندان فضائل و کمالات قرّةالعين در بين خلق اشتهار دارد که محيّرالعقول است. کسى از آن جناب ابصر بحال او نيست. ميخواهم بدانم صدق و کذب اين مذاکرات چيست. سپس آهى کشيد و گفت شما قرّةالعين ميشنويد، افسوس که نديده بوديد. همينقدر ميگويم در مجلسى که او نشسته بود ابداً امثال من قادر به تکلّم در حضورش نبوديم. گويا جميع کتب علماى سلف و خلف در نزدش حاضر بود. همينکه مطلبى را تحقيق مينمودند صفحه صفحه از عبارات کتب علماء از حفظ شاهد ميآورد بنوعى که احدى قوّه انکار نداشت." (3) ميرزا عبدالوهّاب برادر طاهره از دانشمندان ذيفنون و جامع معقول و منقول بود و اين قولی است که جملگى برآنند. از جمله محمّد حسن خان اعتمادالسّلطنه در کتاب معروف المآثر والآثار که در قسمت فوق بان اشاره شد.
منابع
1. ح ب ، 335 همچنین المآثر والآثار، 163 همچنین ن.ک. حضرت طاهره، 205
2. ت ن ، 229
3. چهار رساله، 68