بازگشت صفحه اصلی

مهدی خویدکی یزدی - ملا

ملا مهدی خویدکی پیر مرد هشتاد و پنج ساله یکی از شهدای سبعه یزد که در سال 1891 صورت گرفت (1) بدنبال وقایع سال 1300 ه ق (1883) که در سراسر ایران آغاز شد دستگیر نمودن و شهادت هفت نفر از احبای یزد به فرمان جلال الدوله پسر ظل السلطان در سال 1891 است. آقاعلی (را که شوهر خواهر دو برادر آقا علی اصغر و آقا حسن ) که سی ساله بود و آقا علی اصغرکه 27 سال داشت و اهل قریه یوزداران بود (فرد دیگری از این شهدا نیز علی اصغر نام داشت) را در خانۀ استاد عبدالرّحیم مشکی باف گرفتند باضافه پنج تن دیگر که عبارتند از ملّا علی سبزواری دیگر آقا محمّد باقر سوم و چهارم و آقا حسن و آقا علی اصغر پسران آقا حسین شهیر بکاشانی پنجم ملا مهدی خویدکی بود (در هنگام شهادت 85 سال از عمرش میگذشت) و بعد از فتوای علما جلال الدوله فرمان شهادت آنها را صادر کرد (2) ملا مهدی خویدکی یکی از شهدای سبعه یزد ایشان مسلمانی مقدّس و متدین بودند و هفت سفر به زیارت مشهد و کربلا رفته بودند چون ندای امر بلند شد و مؤمنین دوره اول را ملاقات می نمودند ملا مهدی بعنوان زیارت کربلا با تعدادی از زوار یزدی به بغداد رسیدند و دکان شاطر رضا اردکانی را پیدا کردند و توسط ایشان به حضور جمال قدم مشرف شده زیارت کردند و لوح امنع اقدسی برای ایشان نازل شد. ضابط خویدک هر ساله ایشان را دستگیر کرده و چوب میزدند و پول میگرفتند و مرخص میکردند ایشان سبب تبلیغ حاجی عبدالرّحیم قناد یزدی بودند و بعد از اینکه حاجی عبدالرّحیم یزد را ترک و بالاخره به ارض اقدس رفتند فامیلشان نزد ملا مهدی بودند. ایشان آقا سید صادق را تبلیغ کردند و پسرشان آقا سید یوسف و آقا سید علیرضا وآقا محسن (3) ديگر از معاريف متقدّمين ملا مهدی خويدکی ملائی مشهور به قدس و تقوی بود چنانکه هفت سفر از يزد بزيارت مشهد رضا و مشاهد متبرّکه عراق عرب رفت و در ايامی که صيت حضرت مبشرّ اعظم از شيراز برخاست به جستجو بر آمد و با برخی از مؤمنين مکالمه کرد و ايمان يافته به تبليغ پرداخت و در وطن نشر امر بديع نموده عدّه ای را مهتدی ساخت و در سنين اشراق ابهی از عراق بعنوان زيارت با قافله زوّار يزدی عازم گشت و در بغداد از آنان جدا شده خود را به دکّان شاطر رضا اردکانی رساند و بواسطۀ او بمحضر ابهی وفود حاصل کرد و کام جان و دل يافت و بصدور لوح منيع مفتخر گرديد و حسب الامر به يزد برگشت و با جهانی شادمانی بخويدک وارد شد و زوّار مذکور بعد از مراجعت به يزد شهرت دادند که ملا مهدی در بغداد مانده به کربلا نرفت و در مدّتی قليل نزد اهالی بنام بابی مشهور شده مورد تعرّض و جور و يغمای اهالی و بالاخص حکمرانان يغماگر گرديده از دخول در گرمابه عمومی ممنوع گشت و همينکه حاکم و ضابط جديد منصوب ميشدند او را بدين نام دستگير کرده حبس مينمودند و جريمه ميگرفتند و در سال 1300 حاجی ابوالحسن امین اردکانی در يزد بود و از طريق خويدک به کرمان ميرفت و ده يوم در قريه مذکوره ميهمان ملا مهدی شده عازم کرمان گشت و اين خبر بسمع ابراهيم خليل خان حکمران يزد رسيده مامور فرستاد آخوند را به يزد کشيدند و نمايندۀ اهالی خويدک در محضر حکمران حاضر شده چنين اظهار داشت چون حاجی ابوالحسن از رؤساء بابيه مبالغی کثير از نقود برای بابيان خويدک آورد بايد حقّ حکومت را نيز بدهی و ملا مهدی هر قدر تبيين و تأکيد نمود که اين اقوال از مفتريات است و حاجی فقط يک تن از خدّام امر ابهی است و از زاد و راحله نيز چيزی نداشت در سمع طمع حاکم ننشست و سه روز آخوند را توقيف کرد و بالاخره مبلغ سی و سه تومان گرفته رها کرد و در سال ۱۳۰۶ هنگامی که آقا ميرزا علی محمّد ورقا در يزد بود بعزم ملآقات ملا مهدی و احباب به خويدک رفت يکماه در خانه ملا مهدی ماند و اجتماعاتی پر شور انعقاد يافت و خبر در شهر شهرت يافت و ملاها نزد حاجی معدّل السّلطنه حکمران رفته سعايت کردند و او مأموری چند به خويدک فرستاد ورقا را از خانه ملا مهدی بشهر بردند و نيز حاجی عبدالرّحيم قناد را ملا مهدی تبليغ کرد و او پس از تحملّ جور و جفای بسيار مهاجرت به عکّا نمود و عائله اش دچار تنگدستی و مشقتّ ماندند و ملا مهدی بشهر رفته آنان را بخويدک برده چندی مهمانی و پذيرائی نمود تا آنکه ايشان را روانه عکّا نمود و امثال اقدامات و امور مذکوره سبب شد که جمعی از اهالی خويدک بشهر نزد ميرزا سيد علی مدرّس رفته از آخوند شکايت کردند و او حکم قتل وی را نوشت و مردم او را از دخول حمّام عمومی منع کردند و حمّامی چون با وی دوست بود شبها وی را به حمّام راه می داد و او در عين بليات و خطرات مذکوره منجذبتر شد و جمع کثيری را تبليغ نمود و بالاخره در نهم شوّال ۱۳0۸ در سنّ شصت سالگی (در هنگام شهادت سن ایشان از شصت سال باید خیلی بیشتر بوده باشد) با شش نفر ديگر در يزد بشهادت رسيد (4)
منابع
م ح: 1، 559
ظ ح: 5، 407 – 416
ت ی، 100-97
ظ ح: 6، 797-799
قبلی
بعدی