روحانیه بشرویه ای - بی بی
بی بی روحانی، دخترِ یکی از اولین افرادی است که دعوت جناب بابالباب را پذیرفت و به جمع مؤمنین پیوست، نامش ملّا سلطان حسین رزّاز – برنج کوب بود. پس از تصدیق امر تحولی ژرف در روحیات او پدید آمد و به مطالعه آثار پرداخت و در تبلیغ امر پیشگام شد.(1) ملّا سلطان حسین دختری داشت، بنام فاطمه بیگم ملقب به امّ السّلمه که در ظلّ امر الهی پرورش یافته و با وجود بضاعت اندکی که از تحصیلات دینی داشت، شاعری گرانمایه شد و تخلّص روحا را برای خود اختیار کرد و حضرت بهاءالله او را روحانی نامیدند و نزد احبّای بشرویه به نام بی بی روحانی معروف گشت. الواح زیادی باعزاز او از قلم اعلی و یراعه حضرت عبدالبهاء عزّ نزول یافته و جمال مبارک با عناوینی مانند «یا امتی مخدّره کبری و نفحه گلزار معانی»(2) یاد میکنند، از او بعنوان فخر رجال و از جمله مشاهیر زنان بهائی ایران یاد برده شده. حضرت عبدالبهاء در سفر امریکای شمالی در سانفرانسیسکو روزی در مجلسی در مورد مقام نسوان سخن میگفتند از او یاد کرده فرمودند: «از جمله روحانیّه شاعرهی فصیح و ملیح تا نهایت حیات جانفشانی نمود و در علوم دینی در نهایت اقتدار بود»(3) او ده ساله بوده که واقعه طبرسی اتفاق میافتد و 11 ساله بوده که ورقة الفروس وارد بشرویه شدند و مادر بی بی روحانی به جمع مؤمنین پیوست. ملّا باقر حرف حیّ که در اکثر وقایع دور اوّل شرکت داشت، از جمله در کنفرانس بدشت، به بشرویه آمد و او به مقام حضرت بهاءالله قبل از اظهار امر مذعن بود و در مدّت توقّفش در بشرویه به پدر ام السّلمه گفت در امر حضرت باب پرورش دختران مورد تأکید قرار گرفته، بهر صورت تحصیلات رسمی او بسیار کم، ولی تحصیلات غیررسمی او بسیار و شخصی خود ساخته گردید. روحانی بشرطی، آقا محمّد رضا از خانوادهای به غایت نجیب و مؤمن را بهمسری پذیرفت که در سفر به ارض مقصود و زیارت حضرت بهاءالله او را یاری و همراهی کند، متاسفانه آقا محمّد رضا نتوانست به وعده خود وفا کند و آرزوی زوجه مشتاق خود را برآورده سازد. بی بی روحانی مینویسد، در ساعات فراغت به تکمیل سواد خود میپرداخت و کتب مقدّسه الهیّه و آثار حضرت باب و حضرت بهاءالله را بدّقت مطالعه میکرد.(4) در اوقاتی که میرزا یحیی به معارضه با جمالِقدم به ادعای جانشینی حضرت باب برخاست، جمعی از کبار احباب به اشاره جمالِقدم به ردّ ادعای ازل و اثبات حقانیّت امر جمالِقدم پرداختند. از میان نسوان، تنها بی بی روحانی است که این وظیفه خطیر را بعهده گرفته و با استناد به نصوص کتب آسمانی و احادیث و اخبار نبوی و آثار حضرت اعلی رسالهای، در نهایت اتقان تنظیم نموده و توسط ابن اصدق به حضور حضرت بهاءالله تقدیم کرده و مورد قبول و عنایت واقع شده. در لوحی بامضاء میرزا آقا جان به تاریخ 10 صفر 1300 ه ق چنین نازل شده «در نامه و دست خط قبل آن محبوب کتابی از مخدرۀ منجذبۀ روحانی علیها بهاءالله و عنایته بوده که در اثبات امر اعظم و نباء عظیم مرقوم داشته رسید و تلقا وجه فائز ... فرمودند : "قد غردت حمامه بیانها و نطق لسان فؤادها طوبی لها و نعیماً لها انّها شهدت و اعترفت و اقرّت بما نطق به لسان العظمه قبل خلق الاشیاء..."»(5) بعد از صعود جمال اقدس ابهی، بی بی روحانی به تصریح الواح وصایا به مقام حضرت عبدالبهاء ثابت ماند و از آن حضرت نیز معزّز بدریافت الواح گردید. بزودی صیت شهرت روحانی، از مرزهای بشرویه و خراسان و حتی به پایتخت و بگوش ناصرالدّین شاه رسید. در اواخر سال 1318 ه ق (1901) شوهر بی بی روحانی به ملکوت ابهی صعود نمود. بزودی مخالفت اعدا باعث اخراج ایشان از بشرویه شد و سفری به عشق آباد رفتند و این اقامت بیش از چند ماه طول نکشید و ایشان اجازه تشرّف یافته با همراهی غلامحسین کُرد به زیارت حضرت عبدالبهاء شتافت و در سال 1320 ه ق مدّتی را در جوار غصن اعظم گذرانید، پس از بازگشت از ارض اقدس در مشهد و سبزوار مدّتی به تشویق احبا و تبلیغ پرداخته و سرانجام به یزد رفته در منزل حاجی میرزا محمود افنان سکنی داشت و مدت چهارده سال آخر عمر پر بارش در خدمت تربیت اطفال گذشت.(6) آقا طاهر مالمیری در باره ایشان مینویسد: "جناب بی بی روحانی ... تقریباً پانزده سنه ... در تربیت اماءالرحمن یزد بالاخص اوراق سدرۀ مبارکه انُاثیه جهدی بلیغ فرمودند و اماء افنان را تربیت کامل نمودند. این وجود مبارک از مؤمنات دوره اوّل و دارای علوم کاشفۀ اسرار حقیقت بودند، امّا حقیقتاً هم روحانی و نورانی بودند، روح مجرّد بودند و نور مصوّر... این وجود محترمه شبیه حضرت طاهره بود و مطّلع براسرار غیبی و به ما فی الضمیر نفوس آگاه بود، فی الحقیقه در این دورۀ اعظم تالی نداشت ... این فانی در حضور حضرت عبدالبهاء مشرّف بودم که از یزد خبر صعودشان رسید و حضرت عبدالبهاء روح ما سواه فداه امر فرمودند در مقام اعلی محفل تذکر برای صعود جناب روحانی بگیرند و در آن مجلس خود آن وجود مبارک تشریف فرما شدند..."(7) نظر مالیمری را میرزا حیدرعلی اصفهانی نیز تائید کرده و در بهجت الصدور مینویسد: "حضرت ورقه مطمئنه راضیه مرضیه روحا را که به هوش و دانش و بینش و تحریر و تقری خداداد بدون مربی و معلّم گوی سبقت را از ابطال و رجال ربوده و به جانبازی برخاسته و مشهور لدی سریر سلطنت ... و وزراء و امرا و اعیان و علما و فضلای ایران بود، ملاقات نمودیم و الحق بر اثر اقدام حضرت طاهره علیها من کل بهاء ابهی مشی نموده..."(8) صعود بی بی روحانی در سال 1332هجری قمری و به نظر فاضل مازندرانی در سال 1335هجری قمری اتفاق افتاده.
منابع
1. ت ب ، 379
2. رساله روحانی، صفحه 1-13 و مأخذ بالا صفحه 380
3. ا ت: 1، 111
4. ت ب، 385
5. ماخذ فوق،386
6. ماخذ فوق،391
7. خ م، 64
8. ب ص، 255