علی برغانی عموی کوچکتر جناب طاهره - ملّا
حاجی ملّا محمّد علی برغانی (حاجی ملّا علی برغانی) از جمله معدود علمای بیان است که در کتاب مستطاب ایقان بعنوان یکی از چهار صد علمای بیان از او نام برده شده است. شهرت ایشان بخاطر علم و شهرتشان در قزوین و در ایران در میان علمای اسلام و انتسابشان به جناب طاهره قرة العین میباشد. ایشان از لحاظ سنی کوچکترین برادر میان سه برادرند. تحصيلات ملّا محمّدعلی چون دو برادر ديگر (ملّا محمّد تقی مقتول پدر زوجه جناب طاهره و ملّا محمّد صالح پدر جناب طاهره) در قزوين، قم، اصفهان و سپس عتبات عاليات بود. نامبرده از شاگردان برجسته جناب شيخ احمد احسائى بوده و از محضر جناب سيّد کاظم رشتى نيز مدّتى استفاده کرده. ملّا محمّدعلی (ملّا علی برغانی) به اقرار برادرش ملّا محمّد صالح و تاريخ نگاران عصر قاجار در نهايت زهد و تقوى بوده و شبها غالباً بتضرّع و ابتهال ميگذرانده است. معروف است که شبها براى آنکه خواب او را نربايد زنجيرى به گردن خود مىبسته و سر آنرا به سقف اطاق وصل مينموده که تا گردن خم ميکند بيدار شود.(1) حاجی ملّا محمّد علی (ملّا علی برغانی) در فضل و کمال نيز بينظير بود و اين نکته علاوه بر نصوص مبارکه از شهادت علماى زمان و متون آثار وى مشهود است. ملّا محمّد علی (حاجی ملّا علی برغانی) که شيخى بوده پس از ظهور حضرت باب بدان حضرت مؤمن شده. در شرح احوال ایشان جناب فاضل مازندرانی مینویسند: «بعد از سنین کثیره مراجعت به ایران نموده در طهران اقامت گرفتند و چون مابین حاجی ملّا محمد تقی و میرزای قمی در برخی از مسائل فقهیه مناظره علمیه کتبیه برخاست و رد ایرادات چند مبادله گشت خود را مجبور عودت به کربلا دیده بدان سو شتافت و از استاد خود آقا سیّد علی مذکور اجازه اجتهاد گرفته به طهران برگشت و بساط ریاست و اجتهاد بگسترد و هر سه برادر به غایت جسور و مغرور بودند و نوبتی در محضر فتحعلی شاه به جسارت و خلاف ادب سلوک کردند و مغضوب و منفور شاه واقع شده مجبور به مهاجرت از طهران و اقامت قزوین گشتند. و کیفیت مجلس مذکور را بعضی چنین نوشتند که ملّا محمّد علی نام مجتهد جدلی مازندرانی در محضر شاهی حضور داشت و مقرب درگاه بود و در آن جا سه برادر مذکور نیز حضور یافتند و شاه در اثناء مکالمه مسئله ای از حاجی ملّا محمّد تقی پرسید و او جوابی داده بیانی نمود که ملّا محمّد علی جدلی نپسندیده رد کرد و مناظره و مجادله فیما بینشان در گرفت و ملزم به سکوت گشت و حاجی ملّا محمّد صالح خجلت برادر مهتر را نپسندیده پی مدافعت و حمایت جدلی آغاز کرد و فریاد لم و لا نسلم بلند شد و جدلی در اثناء مناظره به او گفت همانا سخنانی را که در ایّام تلمّذ نزد من آموختی حال باز پس میگوئی و تلمیذ را حق جسارت و مخالفت با استاد نیست لذا حاجی ملّا صالح نیز لب فرو بست آنگاه حاجی ملّا علی از خجلت اخوین غضبناک گشت در همان مسئله به مباحثه و مشاجره گرم شد و کار از قیل و قال به نزاع و نزال کشید و طرفین نشسته مانند دو خصم متقاتل بر یکدیگر حمله بردند و نشسته همی نزدیک شدند تا بهم رسیدند و لطمه سخت بر بناگوش ملّا جدلی نواخت و شاه از آن اخوان جسور در غضب و نفور شده حکم به اخراجشان از مجلس بلکه از طهران داد.»(2) ملّا محمّد علی برغانی (حاجی ملّا علی برغانی) بر خلاف دو برادر دیگر به طائفه شیخیه پیوست و از آن هم تجاوز کرده به حضرت ربّ اعلی ایمان آورد. صورت شهادت کتبى ملّا محمّد علی بر حقاّنيّت حضرت باب در آخر صحيفه جعفريّه يا شرح دعاء زمان غيبت که به شرح تفسير هاء نيز معروف است آمده است. حضرت باب کلمات او و يک تن ديگر از علماء طراز اوّل شيخى و بابى را در آخر اين رساله نقل فرموده و بعنوان "شهادتين" مدلّ بر حقاّنيّت حضرتشان دانستهاند. اين شهادت کتبى در کتاب ظهورالحقّ تأليف جناب فاضل مازندرانى نيز مطبوع و منتشر گشته است. حضرت باب در توقيعات نازله خطاب به نامبرده او را به هدايت بستگان خويش ولی با رعايت حزم و حکمت توصيه فرمودهاند.(3) از جمله توقيعات صادره به اعزاز او توقيعى است که در سياه دُهان قزوين نازل گرديده است. ملّا محمّدعلی بر خلاف برادرانش طالب رياست دينى و دنيوى نبوده و بيشتر عمر خود را در تحصيل معارف دينى و عرفانى محصور نموده است. نويسندگان اسلامى هر يک بنوعى به ايمان او اشاره کردهاند. ملّا محمّد تنکابنى در کتاب قصصالعلماء مينويسد: «سه برادر بودند حاجى ملّا محمّد تقى که برادر بزرگتر بود و حاجى ملّامحمّد صالح برادر وسط و هر دو فقيه و حاجى ملّا محمّدعلی برادر کوچک که او از شاگردان شيخ احمد احسائى بود و در زمان واقعه ميرزا علی محمّد باب او نيز ميل به باب داشته و در مجلس وعظ مَرَده باب حاضر ميشد.» (4) سيّد محمّد علی گلريز نيز در مجلّد نخست از کتاب "مينودر يا بابالجّنة قزوين" در خصوص ايمان ملّامحمّدعلی چنين مينويسد: «حاج ملّا محمّد علی برادر ديگر حاج ملّامحمّد تقى که از مريدان شيخ احمد احسائى بود پس از وى به سيّد علی محمّد باب گرويد و در طىّ اين حوادث و وقايع مردود ميزيست تا در گذشت.»(5) بارى مدرّس تبريزى ملّا محمّدعلی را "از اکابر علماء اماميّه" دانسته(6) و محمّد حسن خان اعتمادالسّلطنه وزير انطباعات عصر قاجار او را از بزرگترين علماء عصر قاجار نوشته است. (7) از ملّا محمّد علی فرزندى بنام شيخ عبدالحسين قزوينى باقى مانده که بر برخى از کتب پدر شروحى نوشته و بيادگار نهاده است. (8) از حوادث ايّام اخير حيات جناب ملّا محمّد علی برغانى عليه رضوان الله و سال دقيق صعود او تا کنون اطّلاع مستند مهمّى در دست نیست. از قرائن بر ميآيد که نامبرده تا حدود سال ١٢٧٠ هجرى قمرى (١٨٥٣ميلادى) در حيات بوده است.(9) عمده آثار ملّا محمّدعلی در توضيح آيات شريف قرآن و مباحث فلسفى و عرفانى آئين اسلام است. ولکن در فقه شيعى نيز تأليفات مهمّه دارد. ملّا محمّدعلی نيز چون برادرخويش ملّامحمّد صالح صاحب آثار منظوم است. از اهمّ تأليفات فقهى ملّا محمّد علی کتاب "مجمع المسائل" در شرح "مختصر نافع" علاّمه حلّى است.(10) امّا کتاب رياض الاحزان که در هشت مجلّد تأليف گشته مشهورترين اثر اوست. اين کتاب در توضيح مسائل فلسفى و عرفانى نوشته شده است.(11) از ديگر تأليفات ملّا محمّدعلی رموزات العارفين، لسان العارفين، معراج العارفين، غنائم العارفين، مشکوة العارفين، منهاج السّالکين و حياة الايمان را توان نام برد. (12)
منابع
۱. ح ط، 168 و ظهورالحق: 3، 244
۲. ظ ح: 3، 244-245
۳. رساله جعفریه جلد سبز (INBA#60) ، 152 – 154
۴. قصص العلما تنکابنی، 19 (نقل از کتاب حضرت طاهره)
۵. سيّد محمّد علی گلريز نيز در مجلّد نخست از کتاب "مينو در يا بابالجّنة قزوين" ، 471
۶. ریحانة الادب: 1، 248
۷. المأثر و الآثار: ۱۴۴
۸. الف- معلّم حبيب آبادى، مکارم الآثار، جلد پنجم، صص ١٧١٠-١٧٠٨ و ب- گلريز. مينو در يا باب الجنّه قزوين، جلد نخست، ص ٣٣٠.
9. مدرّس تبريزى در ريحانة الادب، 1، ٢٤٨، سال در گذشت ملّامحمّد علی را حدود ١٢٧٠هجرى قمرى نوشته است.
۱۰. معلّم حبيب آبادى در کتاب مکارم الآثار، (جلد پنجم، صفحات ١٧٠٨و١٧١٠) دو صفحه از اين کتاب را گراور کرده است. شيخ عبدالحسين فرزند ملّامحمّد علی شرحى بر اين کتاب نوشته است.
۱۱. آقابزرگ طهرانى در مجلّد يازدهم از کتاب الذّريعه الی تصانيف الشّيعه (صفحه ٣١٧) شرحى در خصوص محتواى جلد پنجم و هشتم کتاب نوشته است. جلد هشتم کتاب رياض الاحزان داراى دو مقدّمه و يک خاتمه و دوازده مجلس و نام آن " جنّة الرضّوان" است. جلد پنجم کتاب نيز "جنّة النّعيم" نام دارد و حاوى دو مقدّمه و يک خاتمه و بيست و شش مجلس است. اين جلد با عبارات "حمدِ ذرّات و ثناىِ موجودات مخصوص ذات حضرت معبوديست که ..." آغاز ميگردد.
۱۲. رجوع فرمايند به: الف- طهرانى. الذّريعه الی تصانيف الشيّعه. جلد يازدهم، ص ١٥٥. ب- مدرّس تبريزى. ريحانة الادب. جلد نخست، ص ٢٤٨. پ- معلّم حبيب آبادى. مکارم الآثار. جلد پنجم، صص ١٧١٠-١٧٠٧. ریحانه الادب مدرس تبریزی جلد اول ص 248: برغانى حاج ملّا محمد على- معروف به حاج ملّا على، برادر ملّا محمد تقى مذكور فوق متوفى بسال 1264 ه ق و ملّا محمد صالح برغانى فوق متوفى در حدود 1270 ه ق نيز از اكابر علماى اماميّه بود و مؤلف كتاب رياض الاحزان فارسى مشهور ميباشد كه كتابى است بزرگ، داراى هشت مجلّد.